تئوری پرواز |
درد سنگینیست اما گریه نمی کنم ...
می دانم که آنجا در آن تاریکی ! در آن تنهایی ! در آن سکوت !
بیم آن داری که بشکنم...
نگران نباش عزیز هق هق گریه هایم را برای شانه های تو نگه داشته ام ...
انتظار طولانی شده خیلی طولانی ! نگران نباش هنوز صبورم...
گفته بودی این روز ها را ... تاریکی تنهایی را...
سپیدی آن اتاق تنگ را...
گفته بودی ...
گریه نمی کنم! نگران نباش بغضم را هنوز کسی ندیده!
بزرگ باش عزیز ... سرفراز باش عزیز...
تمام سوال هایم ، تمام چرا هایم را برای تو نگه داشته ام عزیز!
اینجا ، این بیرون ،پر از علامت سوال است ! اینجا هیچ کس جواب را نمی داند!
اینجا که دیوار نیست ، اینجا که شما ها نیستید،
سرد تر ، تنگ تر ، زندان تر از آن اتاقک انفرادی سپید توست !
عزیز...
شاگرد خوبی نبودم ، همیشه بودی که سوال هایم را چند باره تکرار کنم !
بودی که بپرسم : "امروز دنیا دست کیست ؟"
اما امروز دیگر سوال نمی کنم ! می دانم ... می دا نم دنیا دست ماست...
دنیا همیشه دست مردم است ...
دنیا همیشه باید دست مردم با شد ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|